»200 Years of History«

 
Iranian Alliance, Iranian, History, Land, and




Iranian Alliance
پيمان ايرانيان


200 Years of History
ايران در 200 سال گذشته

Did you know?
آيا ميدانيد


Political Comments
گزارش های سياسی


Capitulation
کاپيتولاسيون


Islam & Iran


Before And After 1979
پيش وپس از 1979


Music
پيوند با موزيک


Contact Us
تماس با ما


Other Links
پيوند های ديگر















Some portions of this
Site require Adobe Acrobat®


 

(( گوشـه ای چنـدازخاطـرات اردشيـرزاهـدی))

اگـرمردم اطـلاع پيـداميکـردندکـه پادشـاهشان مريض است بـرايـش خـون گـريـه ميکردند

 اعليحضرت فقيـد درخروج چيـن ازانـزوای بين المللی نقش بزرگی داشت

  • جنـاب زاهـدی؛ اگـراشـتباه نکنيم؛ آشـنائی شما بانيکسـون رئيس جمهورفقيـد آمريـکا؛ و نيـز آشـنائی بانيکسـون؛ ازبعـدازقيـام 28 امردادماه سال 1332 شروع شـد. آنـرا چطـوری بـه يـاد ميـاوريـد؟

-  درسـال 1953؛ نيکسـون بعنوان معاون رياست جمهوری آمريکا؛ سفری بايران کـرد و بـا اعليحضـرت آشـناشـد. در ايـن سـفرآقای نيکسون حامل دعوتنامه ای از طـرف  پرزيـدنت آيـزنهاور برای اعليحضـرت بود. دعوت برای سفربه آمريکا.  در نتيـجه؛ در سـال 1954 اين سفرعملـی شـدومن افتخـارداشـتم دررکاب همايونی باشـم. اول به لبنـان رفتيـم و بعد به نيـويورک و واشنگتن آمديم. سه روزدرواشنگتن سفررسمی بود. آنموقع علياحضرت ثريا؛ ملکه ايران بودند. ايشان هم همراه اعليحضرت بودنـد. بعـد از آمريـکا هم  سـفررسـمی به انگلستان بود.

ايجاد زميـنه ايـن روابط که مورد سئوال شمابود؛ البتـه ازنيکسون معاون وقت رئيس جمهورآمريـکا بود؛ و من هم آشنائی ومناسباتی داشتم و بيشترمواقع ما باهم نامه نويسـی داشتيـم. بعـد ها درسـال 1959 اعليحضـرت از من  خواستنـد و ماموريت دادند بعنوان سفيـر بـآمريکا بـروم. اوليـن باری بود که سفيـرميشـدم. باتفاق والاحضرت شهناز به آمريکا رفتيـم. و دراين هنگـام هنوزنيکسـون معاون بود. بدون ترديـد؛ بعنوان سفيـر شاهنشـاه؛ روابط  نزديـکتری بانيکسـون داشتيـم واين رابطه موجب دوستی نزديک دوکشـور و تبديـل آن به روابـط گرمتـر و دوستانه تـری شد. پس ازآن من ازآمريکا رفتـم به انگلسـتان. نيکسـون درجريان انتخابات رياست جمهوری دربرابر کنـدی  را از دسـت داد؛ مـن برايـش تسليـت نامه ای فرسـتادم؛ و اين تسليت نامه در روحيه ايـن مردبزرگ تاثيـر فراوان گـذاشته بود.

درسـال  1967وقتـی وزيـرامورخارجه بودم؛ شنيـدم که نيکسون مسافرتی درپيش دارد؛ و ممکـن اسـت ازفضـای هوائـی ايـران هم عبورکنـد. خواهش کردم که به تهـران بيايـد. ترتيـب ديـدارشان را با اعليحضـرت و نيز ديداری ازوزارتخارجه را هـم دادم. مـدتی هـم درحصـارک باهم گفتگـوداشتيـم. شبـی تاپنج درحصارک مشغول صحبـت بوديم؛ و من بازهم ادراک بيشتری ازشخصيت بسياربرجسته نيکسون پيـداکـردم. از ويـتنام آمـده بود و ميخواسـت جنـگ ويتنام تمـام بشـود. بعد هـم ميخواسـت ازآنـجابکشـورهای شرق اروپای شرقی برود؛ چون درروسيه ولهستان بـا اوخـوب رفتارنکرده بودنـد. من هم يک پيام تلگرافی برای همکارم؛ وزيرخارجه رومـانی؛ که بامـن خيلی دوست بود فرستـادم. ايـن همان کسی است کـه بعـدا" رئيـس دوره بيسـت وسوم شـورای امنيت سازمان ملل شـد. او هم ترتيب کارراداد و بـه بهتـرين وجهی سـفرنيکسـون برگـذارشـد.        

درآمـريـکا آقای دين راسـک يک ميهمانی درواشينگتن دادويک شب هم شـام را با نيکسـون وويليـام راجـرزکه بعـدهاوزيـرخارجه اش شد؛ صرف کردم. آنشـب پـس از اينکه ازشام برگشـتيم؛ و اگراشـتباه نکنم درکلوب21بـود- پيـاده راه ميرفتيم. آن شـب ميـان اين دومـردسياسـی؛ يعنی نيکسون وراجرزصحبـت درباره اين بود که نيکسـون يکبـار ديگربختـش رابيازمايد و کانديدای رياست جمهوری آمريکابشود وقتيـکه شـب برگشـتم؛ حضـور اعليحضرت تلفن کردم وموضوع رابعرض رساندم بـاور نميکردنـد؛ و فکـر ميکردند نکنـد مشـروب زيادی خـورده باشم. بعد ازچندروز نامـزدی نيکسـون  برای احـرازمقام رياست جمهوری ازطرف حزب جمهوريخواه اعـلام شـد و نيکسـون بمحـض آنکه به کاخ سفيـدرفـت؛ از اوليـن کسی که دعوت کـرد بآمريـکا سفرکنـد؛ اعليحضرت شاهنشاه ايران بود. درهميـن سفـربـودکـه به همـت نيکسـون ونقـش موثر اعلحيضرت همايونی؛ موضـوع خـروج چيـن از انـزوای بيـن المللی پايـه گذاری شـد. اين هـم از آن کارهائـی بودکه قـدرت اراده پـادشـاه ونيکسـون رانشـان ميـداد. 

  • اگـرامکـان داردتوضيـح بيشتری دراين باره بـدهيـد.

-  وقتی درهمين سفـر؛ ضيـافت شـام وزارت خارجـه آمريـکا تمام شـد؛ ويليـام راجرز وزيرخارجــه بمن گفـت که اينها دررابـطه بالهسـتانی ها و چيـن مشگلاتی دارند و آقای  نيکسون معتقـداسـت بايـد روابـطی باچيـن بوجـود آيــد. من همانقـدرتعجب کردم که خـود راجـرز متعجـب بـود. به راجـرزگفتـم؛ ماجرا را با اعليحضرت هم درميان بگـذار. البتـه خـودم هم قضيـه راباشاهنشـاه درميان گـذاشتم. همين قدربگويم کـه ايـران درايـن زميـنه نقـش بسياربزرگـی داشـت. اعليحضرت پيشنهـاد کـرد که مـن چـون با شادروان ذولفقـارعلی بوتـوخيلـی دوست بودم؛ ودرواقع مثـل برادرم بـود؛ وسرهميـن هم باژنـرال يحيی خان دعـوا داشتم؛ ملاقات کنم.

قبـول کردم که باژنرال يحيی خان رئيس جمهوری وقت پاکستان بود؛ تماس بگيرم و کاری بکنـم که آمـريـکا بتوانـد ازطريـق پاکستان باچيـن ارتباط برقرارکنـد. آن مـوقع رابطه چيـن وپاکستان بسيـارخوب بود. و پايـه اين روابط خوب راهم ذوالفقـارعلی بوتـو گذاشـته  بود. ازمناسباتـی که داشتيـم؛ نهايت استفاده رابرديم و ايـن روابط برقـرارشـد. ويليـام  راجرزوزيرخارجه بود. اما کيسينـجرکه بگمانم آنموقـع رئيس شورای امنيت ملی آمريکا بود؛ به اين بهانه که راجـرزازپس چنين کـاری برنميـايـد؛ رشـته امـور را بـدست گرفـت. آمـد به پاکستان بعـدرفـت به چيــن. وبالاخـره روابط چيـن وايالات متحده آمريـکا برقـرار شـد.

البتــه ايـران نقـش بسيـاربزرگتـری دراين زميـنه داشت کـه جزو تاريخ اسـت؛ و بـايـن زوديـها  نبـايـد منتشـرشـود. متاسفانـه کشورما؛ حالاآنچنان در دنيـا به انـزوا رفتـه که به بـازی گرفته نميشـود؛ چه رسـد باينکه بخواهد نقـش هائی چنيـن مهـم درراه صلـح جهانـی ايـفا کنـد. 

·        جنـاب زاهدی؛ باتـوجه بايـن واقعيـت ها ونقـش ارزنده ايران درصلـح جهانـی؛ پـس چه شـدکه جانشيـنان نيکسـون و مثلا" آقای کارتـردرانقـلاب بـه گـونه ديـگری عمل کـردنـد.؟

-       کسـی که سـرکاربـود؛ يعنـی آقای کارتر وضـع ايران را نه ازنظرسياسی و نه از نظر اقتصـادی نميشـناخت. نيکسون به اعليحضرت احتـرام داشت وايشان را در وضـع سـوق الجيشـی دنيـا وارد ميـدانست. وقتی دوران بحرانی مملکت آغـاز شـد؛ نيکسـون اعـلام کـرد؛ ميخواهد بايـران بيايـد. بعدهم چندمقاله نوشـت. ومصاحبـه های متعـدد کـرد که آمريـکا دارد درراه غلطـی گـام بـرميـدارد. واگـريـادتان باشـد؛ حتـی در يکی ازمصاحبـه هايش گفـت آنچـه که آمريـکا ميکنـد؛ بـرگ خونيـن وننگيـنی درتاريـخ آمريکا است. وقتـی هم که اعليحضـرت درگـذشـتند؛ ايـن مـرداوليـن کسی بود کـه عليـرغم دوری راه بـا دامادش آمدند به مصـر. همان موقعيکه همه خودشان را کنـارکشـيده بودنـد؛ و ازسـايه خودشـان هم ميترسيـدند. ببيـنيد؛ من بـا خيلـی از روسـای  کشـورها آشـنائی پيـداکردم؛ چـه درزمانی که دررکاب اعليحضـرت بودم و چـه  در زمانيـکه وزيـرخارجه بودم. بنظرمن ژنـرال دوگـل ونيکسـون درميـان همـه آنهـا استثنـا بـودنـد. 

  • جنـاب زاهـدی؛ شـماکی ازبيـماری اعليحضـرت اطلاع پيدا کرديـد؟

-  متاسـفانه چنـدسـال اعليحضـرت مريـض بودنـد و چنـد نفر؛ بيشـتراز چهـار پنـج نفر آنـرا نميدانسـتند؛ ومـن هم ازايـن جريـان بی اطلاع بـودم.

مـن معتقـدم که ايـن چنـدنفر روی چاپلـوسی و يا روی نفهمی و يا روی علاقه نميـدانم چه بگويـم؛ دوسـت ندارم ازکسی ايراد بگيـرم، بهـرحال اعليحضرت را تشـويـق کردنـد که به مـردم نگويـند. درصـورتيکه من معتقـدهسـتم اگـرمـردم اطـلاع پيـدا ميـکردند که پادشـاهشـان مريـض است؛ برايـش خـون گـريـه ميـکردند. مـن ايـن مطالـب را درحضـور افرادی حضـور اعليحضـرت عرض کـردم. کسـی که در آمريکا برسـر کاربود وضع ايران را نـه ازنظـرسياسـی ونه ازلحـاظ اقتصـادی نميشـناخت.

 

کوتاه شـده گفتگـوی نشريـه پرتـوايران – چـاپ کانـادا با آقای اردشير زاهدی وزير سابق خارجه وسفير شاهنشاه آريامهر؛ با سپاس فراوان از نشريه ياد شده.

 

 
 
Directory of Related Links

Iranian Alliance | 200 Years of History | Did you know? | Political Comments | Islam & Iran | Contact Us | Other Links |
© Copyright 2001- 2017 designed by Direcconnect