200 Years of History

 
Iranian Alliance, Iranian, History, Land, and




Iranian Alliance
پيمان ايرانيان


200 Years of History
ايران در 200 سال گذشته

Did you know?
آيا ميدانيد


Political Comments
گزارش های سياسی


Capitulation
کاپيتولاسيون


Islam & Iran


Before And After 1979
پيش وپس از 1979


Music
پيوند با موزيک


Contact Us
تماس با ما


Other Links
پيوند های ديگر















Some portions of this
Site require Adobe Acrobat®


 

درهشتـاد و پنجميـن سـالروزتولـد محمـدرضـاشـاه
ايـن والاتـريـن هـديـه زادروزی اسـت کـه به بزرگتريـن پادشـاه سازنـده تاريخ ايــران ميـتوان داد.


((همـه راه هـا بـه رم ميـرسـند...))

اصطـلاح معروف جهان غرب راکه همه راه ها به رم ختم ميشوند؛همه مابارهاشنيده ايم. اصطـلاح مربوط به دورانـی است که امپراطوری رم؛ بعنـوان يکـی ازدوابـرقدرت جهـان کهـن؛بـرسراسـراروپای جنوبـی وغربـی وافريقای شمالـی وخاورميانــه فرمـان ميـرانـد؛ بطوريـکه يـک مسافـرتازه وارد ؛ درپاسـخ اين سـئوال کــه چـه راهـی بـه رم ميرســد؛ می شــنيد کـه: همه راه هـا بـه رم ميرسـند.

درهشـتادوپنجميـن زاد روزمحمـدرضاشـاه پهلوی؛درچهارم آبانماه کنونـی پاســخ پرسـشی مشابـه که کـدام راه بـه ايـران فردائـی سرافـرازوباشـکوه ميرســد؛ بنـوبـه خـودايـن پيـام رادربـرداردکـه:همـه راههـاازآن مسيری ميگـذرندکـه ايـران محمـدرضـاشـاه بـدان رفتـه بـود.

سـازندگـی ايران عصـرمحمدرضاشـاه نه تنهـاهمـه رشـته های عمرانی؛صنعتی؛ فنـی واقتصـادی را؛ بدون استثنـاء شامل ميشـد؛ بلکـه بهمين اندازه کليه رشته های آمـوزشـی؛فرهنـگی؛اجتماعـی وانسانـی را در بـرميـگرفت. پيشرفتهائيکه درتمـام اين زميـنه ها درمدتـی کوتـاه درايـران صورت گـرفت؛دربسيـارموارد حتی برابر کشـورهای پيشرفتـه وپيشـروجهان نيـز؛اعجـاب انگيـزبـود.

وتـازه محمدرضاشـآه تنهابـه بهبود وترقـی ملت خودش نميانـديشـيد؛فراتـرازآنها؛خواسـتارتحولی بنيـادی دررونـدزنـدگی همه ملتهای جهان سـوم؛يعنی سه چهارم از مـردم دنيـای امـروزبودکـه دردرجات مختـلف ازنظـم اقتصادی غيرعادلانه امروز جهانـی رنـج ميبرنـد.

درمصاحبـه ای بامجلـه آلمانـی((کويک)) دردهـم ژانويـه1974؛محمدرضاشاه دراين باره گفته بـود: بـايدهمه مادرک کنيـم که سرانجام به جهانی نـوونظامی تازه متکـی برانصـاف وهمکاری بيشـترنيـازداريم.نميـتوان خوشبخت زيسـت؛درحاليکه ديگران بـدبخت ومحـروم باشـند.بايـدکشورهای صنعتی وثروتمنـددرک کنندکه عصرتحصيل درآمـدهای بيحسـاب ازجيـب ملل محـروم بسـر رسيـده است.زيـرامنطقی نيسـت کـه ده درصـدازمردم دنيـا نـوددرصـدازتمـام ثروتهای آنـرادراختيـارداشته باشند درنظرداشـته باشيـم که اگرتاپـايان قـرن حاضرکشورهای کـم رشـد؛معادله تازه ای نـداشـته باشـند؛احتمالا" جهـان مامنفجـرخواهدشـد؛ وقـت آن است کـه فـرزندان خانـواده های مرفـه که درهروعـده غـذاخـوراک فراوان دارنـد؛ کمربنـدهاراکمی سـفت ترکننـد.اگـريـک جهان بيشـترنميتوانـدوجودداشـته باشد؛ بناچاربايـد مسئله تقسيـم جهان به دوگـروه ملتهای توانـگروملتهای تنگـدست؛ مردم سيـرومردم گرسنه؛ بصـورتـی واقـع بيـنانـه حـل شــود.

چنيـن پيامهائی مسلما" نه بگـوش آخونـدان خوش ميامد؛ نه بگـوش آخوندپـروران؛ وبنـاچار درهـم شکسـتن جهـش بيسابـقه يک کشورجهان سومی که پا ازخط خودش فـراترنهـاده بود؛هـم ضـرورت وهم فـوريـت يـافت.

دسـتاويزی که درايـن تلاش بـکارگرفتـه شـد؛ حربـه سنـتی وآزمـايش شــده ((کمبودهای دمکراتيک)) درايران بود. وطبـق معمول ((دمکراسی)) نه تنها ازجـانب دسـتگاههای روابط جمعی بين المللی موردبهره برداری قرارگرفت؛ بلکه روشنفکران خودمـانی نيـز؛بصـورت صفـوف مقدم سـپاه آخونـدان ((که معجزه آسامدافعـان پـروپاقـرص حقوق بشـرازکاردرآمـدند)) يکصـدافرياد((وادمکراسـی)) برداشتند.

خودمحمـدرضاشـاه درايـن باره درمصاحبه باروزنامه فرانسوی فيگارو ميـگويد: مـرامتهم ميکنندکه طرفداراصولی استبداد سلطنتـی هستم. ولی اين تصوريامغرضانه ويـااشـتباه آميـزاسـت؛ زيـراکه مـن فقط تاآن حـد اعمال قدرت ميکنم که برای تاميـن پيشرفـت های اقتصادی واجتماعی کشورم درزمان حاضـرضروری اسـت .

اما هـدف نهائـی من رسانيـدن ايران به مرحله ای ازپيشرفـت است که درآن ديگر ملـت ايران احتياجی به رهبـرمقتـدرنداشـته باشـد. مسئلـه انجام وظايف سلطنت بـرای مـن مسئلـه داشـتن ويادوسـت نداشـتن سلطنـت نيسـت.

مسئلـه ايفای رسالتـی است که درراه اعتـلای کشورم برعهـده دارم. اگرقبول کنيم که تنهـاراه تحقـق يک دمکراسـی واقعی؛ونـه صرفا"تشريفاتی؛ وجوديک اقتصـاد نيـرومنـداسـت؛ بايـدالزامـا"قبول کنيـم که کشورهای درحال توسـعه ناگزيـرند پيـش ازهرچيـزهمه نيـروها وامکانات ومنابـع خودرا بـرای ايجـاديک زيربنای اقتصـادی لازم بسيـج کننـد؛ زيـرادرروزگارماشـرط لازم استقلال سياسی وشرط لازم تحقـق دمکراسـی؛ برخـورداری ازيـک اقتصـادسـالم ونيـرومنـداسـت.

اصطـکاک ميـان مکتـب سازنـدگی محمدرضـاشـاه بامکتـب واپسگرائی آخوند امـری اجتنـاب ناپـذيربود؛ زيـراکه به ارزيابـی يک صاحبنظـرسرشناس غربی ((ايران تدريـجا"درصحنـه بين المللی ازوزن وحيثيـتی برخوردارميشدکه ازهرجهت ايـجاد دردسـرميـکرد)) وقتيـکه منافعی اساسـی ازاين راه بخطرميافتـاد؛ بناچار يکـجا دمکـراسی بخطـرميافتـاد؛وجای ديـگر((اسـلام عزيـز)).

ولازم ميـامدکه درآنـجافريـاد((آزادی)) ودرايـنجافريـاد ((وااسلامـا)) بلـندشود.

درمصاحبـه ای بـا((اوليويـه وارن))روزنـامه نگـارسرشـناس فـرانسـوی خود محمـدرضـاشاه درباره ايـن ((وا اسلاما)) گفتـه بـود:

ايـن اسلامی که ملاهـا ارائه داده اندوميـدهند؟ برای ايـنها نفوذوقدرت نميتواند جز برروی جهل ونادانـی ديگران پايـه گذاری شود؛بهميـن جهت همـه کـوشش آنهـا مصروف برايـن ميشودکـه مردم رادرحال جهالـت نگهدارند.پـدرم خوب ميدانست ومـن خوب ميدانـم که بابودن آخونـدهاوروحانـی نمايان قشـری امکان اصلاحات وجـودنـدارد.اصـولا"هيـچ کشوری رادرجهان نميتوان يافت که زيـرنفوذمتعصبين مـذهبی قـرارداشـته باشدوکشـوری عقب افتـاده ومحـروم نباشـد.
***********

درآخـريـن ماهـهای زنـدگی ؛ محمدرضـاشاه درارزيابی منصفانـه ای دربـاره شـکست تـلاش عظيـم سازنـدگـی خـودش نـوشـت:

خيـال ميکردم ترازنـامه درخشـان کوششـهاوموفقيـتهای پانـزده ساله ملت ايران بـرای روشـن شـدن اذهان وبيـداری عمومـی کافـی اسـت. ولی دشـمنان بـا قـدرت وامـکانات مالـی بسيـارپيگيـرانه به بـراندازی خـودادامــه ميـدادند.

کوشيـدنـد تابـرهمه کاميابيـهای ما؛مهـرغرض ورزی بزننـد. دانشگاهها؛مدارس؛ ورزشـگاهها؛ بنيـادها؛برنامه های خانه سـازی؛مراکزفرهنگی؛موسسات کارآموزی؛ آزادی زنـان؛ وبسياربسيارچيزهای ديگررا طبق برنامه ای حساب شده تخطئه کردند.

((مـرامتهـم کرده اندکه ميخواسـتم ايرانيـان راعليرغم خواست خودشان خوشبخت کنـم.ولـی واقعيـت اين اسـت که من ميخواسـتم ايرانيـان راعليرغـم خواسـت دشمنـانشـان به سـرفرازی برسـانم. بـرای جلوگيـری ازتوفيـق من؛غارتگران بيـن المللـی با آدمکشـان حرفـه ای وبامـرتجع تريـن عوامل مذهبـی ائتـلاف کـردند و اتحـاد نـامقـدس رابـرای نابـودی ايـران سامـان دادنـد.))

امـروزديـگرنشانـی ازايـن ائتلاف باقی نمانـده است؛ زيـراکه علت وجودی آن ازميـان رفتـه است.ايـن بارآخوندان درچهارچوب حکومتـی خودموضعی جداگانه گرفتـه اند؛ وآدمکشان حرفه ای موضع ديروزی خمرهای سرخ راباموضع امروزی ((مدافعان سوگندخورده حقوق بشر)) عوض کرده انـد. غارتگران بين المللی نيــز برنامـه های ديگری رابرای((صدوردمکراسی)) دردست اجرادارنـد.هرکدام ازاينها منافـع خـاص خودشـان رادارنـد؛وبرنـامه خودشـان را. وفقط آنهائی بيرون از ميـدان مانـده اند که نـه راهی روشن دارنـدونه برنامه ای روشـن.درصورتيکه درسـت همينهاينـد که بعنـوان اکثريـت عظيـم ملت ايـران ميبـايـد دردوراهه سـرنـوشـت به راهـی کـه بايـد رفـت ؛بـرونـد.

وباايـنهمه؛ امـروزنيـزماننـدديـروز؛ وفـرداماننـدامـروز؛ مسيـرسرنـوشت بـرای ايران آن مسيـری است که محمدرضـاشاه ترسيـم کرده بود؛ زيـرا کـه همچنـان همـه راهها از رم ميـگذرند؛ودرايـن راه هنـوزهيـچ فرصتی بطـور قاطـع ازدسـت نرفتـه است؛درست بـعکس؛ شرايط داخلی وشرايط بيـن المللی؛ امـروزبيـش ازهرزمان ديـگری دربيسـت وپنج سال گذشـته؛ برای ناسيوناليسم ايـرانی مساعـداسـت. اگـردرچنيـن شرايطی؛سرانجام نيروئی متشکل ومصمم؛ باآرمـان وبابرنامه ای روشـن؛ وبرخوردارازرهبـری قاطع پابميدان عمل بگذارد.

اميـد بسيـارميـتوان داشـت که تـاريـخ فـردا بنويسـد: (( درنبـرد مـرگ وزنـدگی پايـان هـزاره دوم ايرانيـان درپيـکاری بااهريمن شـکست خوردنـد؛ ولـی جنـگ سرنـوشـت سـازنهائـی را پيـروزمنـدانه بـه پـايـان رسانيـدنـد))

درهشـتادوپنجميـن سـالروزتـولد محمـدرضـاشـاه ؛ ايـن والاتـرين هـديه زاد روزی اسـت کـه به بـزرگتـريـن پادشـاه سـازنـده تاريـخ ايــران ميـتوان داد.

اسـتاد : شـجاع الديـن شـفا

 
 
Directory of Related Links

Iranian Alliance | 200 Years of History | Did you know? | Political Comments | Islam & Iran | Contact Us | Other Links |
© Copyright 2001- 2017 designed by Direcconnect