200 Years of History

 
Iranian Alliance, Iranian, History, Land, and




Iranian Alliance
پيمان ايرانيان


200 Years of History
ايران در 200 سال گذشته

Did you know?
آيا ميدانيد


Political Comments
گزارش های سياسی


Capitulation
کاپيتولاسيون


Islam & Iran


Before And After 1979
پيش وپس از 1979


Music
پيوند با موزيک


Contact Us
تماس با ما


Other Links
پيوند های ديگر















Some portions of this
Site require Adobe Acrobat®


 

--(( برای آندسته از کسانی که سـوگنـد يـادکـرده انـد

 تـاروزيـکـه زنـده هستنــد همـواره عليـه منافـع مـردم ايـران بنويسـند ))--

**************

نـگـرش مخالفيـن نظـام شاهنشاهـی به دوران پيشين گـاه آنچنـــان سرشـار ازغرض ورزی وبی انصافـی است که خشـم هر ايرانی ميهن دوست را بر میانگيزد؛ خشم ازاينکه نويسـنده؛ و يا گوينده مردم راکودکی فرض ميکند. خشـم ازايـنکه کسانی اين غرض ورزی آگاهانه راانـجام ميـدهنـد که خودبه حقيقـت امرآگـاه هستند؛ وبازهـم به کتمان آن ويـابـه وارونـه جلـوه دادنـش ميـپردازند. خشـم ازايـنکه به جـای پاسـخ دادن به ايرادی کـه مطـرح کرده انـد؛ به مقولـه ای فرعی اشاره ميکننـد که ربـطی به اصل بحث نـدارد؛ وبطور نمونه به جـرم اينکه هـوادارنظـام پادشاهی هستيد؛ سخنان شمارارد ميکنند!!

هنگاميـکه بحث هائی درباره معنای جمهـوری ويـا ايدئولوژي های چـپ می شود؛ واينکه در تاريخ معاصرما چـه افـرادی درعمـل؛چـپ ويـاجمهوريـخواه بمعنای متـرقی آن بوده اند؛ حـرفها به دليـل اين که اززبـان(يک سلطنت طلب) جـاری شده است؛ ردميشـود.

همـه ادبيـات احزاب کمونيستی ومدعيان راه مصـدق رابکاويـد؛ حتی به يک مورد برنخـواهيدخوردکه به حکـم انصاف درکنارنقـل قولها وشرح عدم رعايت حقوق بشر وسرکـوب درنظـام پيشـين به يـک مـوردمثـلا"برقـراری حق رای زنـان ويـا مـواردمشابـه بعنـوان نکتـه مثبتی درکارنـامه رژيـم پيشيـن بپردازنـد. چـون ازآن؛ به مثابـه امری مثبت يـادکردن ازنظرايـنان تبليـغ برای سلطنت طلبان است!

ايـن نگرش قبل ازآنکه تبليـغ برای پادشاهی باشد؛ سياست موذيگری وحق کشی است کـه دودش درنهايـت به چشـم خود آنها ونيـزجامعه ای ميرودکه بـرايش بدآموزی اسـت. ميـتوان؛ هـم ازبرخـی اعمال پهلوی هـابه نيکی يـاد کرد؛ و در کنارش بازهم پادشـاهی راردکـرد. امـامعمـولا" برعـکس است؛ مخالفـان پادشاهـی اگرناچارنـد درجائـی اعتـراف کننـد که پيشـرفت وترقـی هم بوده؛ آنـرامعـمولا" بنـام ايـنکه به نفـع سرمايـه وقدرتهـای بيـگانه بوده؛ تخطئـه کرده؛ و يـا ميگويـند آنچـه کـه در زميـنه پيشرفتهای اقتصادی واجتماعی شده بود؛ ارتباطـی به پهلوی ها نداشته است!؛ بلکـه هررژيـم وهرکسـی هم که روی کارميـامد؛ آن پيشـرفتهاخـودبه خودانجـام ميـگرفت! فراموش ميکننـد که قبل ازپهلوی هـا دويسـت سالـی بـودکه جهـان چهـاراسـبه پيشرفت ميکرد؛ ولـی علـم وپيشـرفت خودبه خـودبه ايران نيامـد.

مخالفيـن پهلوی هـا با بـی انصافـی وغـرض ورزی ميخـواهند آن حـس تعهـد بـه پيشـرفت وترقـی رادردوران پادشـاهان پهلـوی؛ اساسـا" کتمـان کننـد.

اگـرچـه برای ديـدن خواسته های مردم بهتريـن راه رای گيری در دمکراسی است؛ ولـی بـدون آنهـم ميـتوان رای مـردم رامشاهـده کرد؛ وآن مراجعـه به وجـدان وانصـاف مان اسـت وايـنکه خواسـته هاوآرزوهای شخصـی مان رابه جای آرای مـردم بحسـاب نياوريـم.... انصـاف خوب چيـزی است. ميـتوانيـم مخالف هـم باشيــم؛ وميـتوانيـم انصـاف هـم داشـته باشيـم.

آقـای علی ميـرفطـروس ميگويـد: «مـن به بسيـاری ازروشـنفکران عصـــر محمـدرضـاشـاه؛ لقـب روشـنفکران هميشـه طلبـکارداده ام؛ روشـنفکرانی که دردسـتگاه فکـری وفلسـفی شان نه تنهـاهيـچ طرح وبرنـامه ای برای نوسازی کشـور ويامهنـدسـی اجتماعـی نداشـته اند؛ بلکـه ضمـن چشـم بستن برتحولات جـاری جامعـه؛ مسيـح وار؛ همـواره صليـب يـک (( نـه بزرگ)) رابرشانه های خويـش حمـل ميکردنـد وهمانطـورکه گفتم بی آنکـه بداننديـک نظام سياسی را تنهـاعوامـل آن نظـام تعييـن نميکننـد؛ بلـکـه اپوزيسيـون ومخالفـان نيـزدر سـازنـدگی ويـاتخـريـب آن نقـش دارنـد.

بـاآن ((نـه بـزرگ)) وجبهـه امتنـاع بودکه روشـنفکرانی مانند جـلال آل احمد دربـرابراصلاحـات اجتماعـی شاه؛ يـابه نفـی وانکارپرداختنـد؛ و يامعتقـدشـدند کـه خليـل ملکـی سوسيـاليسـم را دردهـان حکومت شـاه گذاشته اسـت وشـاه ايـن برنامه های (اصلاحات ارضی؛ حقوق زنـان وکارگران؛ تحصيل وتغذيه رايگان سـپاه دانـش و....... ) راازامثـال خليـل ملکی دزديـده است. وکسـی حتــی از رهبـران جبهـه ملی درآن ميـانه نبود که بگويـد؛ بسيـارخوب چه مانعی داردحالا کـه شـاه طـرح وبرنامـه های خليـل ملکی راپـذيرفتـه واجـراميکند؛ چـراما ازآن حمايــت وپشـتيبانی نکنيــم؟

آقـای ميرفطـروس بايـن نتيـجه ميرسـد که آل احمـد مشـگل روانـی داشـته ودرمقـابل آس انقـلاب سفيـد شـاه؛ خلـع سـلاح وبی هـدف مانـده بـود وبـا خـودش نميـتوانسـت کنـاربيـايــد.

بسـياری ازنويسـندگان وروشنفکـران ما؛ هنـوزدرفضـای سياسی؛ ايدئولوژيـک قبـل ازانقلاب نفـس ميکشـند. حـدود12سـال پيش؛ درجلسـه کانـون نويسندگان ايـران درپـاريس؛ درپاسـخ به يک نويسـنده وشاعرانقلابـی که ضمن توهيـن به دکتـرخانلـری اوراعامـل سرکـوب وسانسـور رژيـم شاه ناميـده بود!! گفتــم:

«آقـا!.. يکـی ازافتخـارات رژيـم شاه ايـن بايد باشد که دکتـرخانلری وزيرفرهنگش بـود ونـه آل احمـد و امثـال او.....» وسپس جلسه راترک کردم وازکانون نويسندگان اســتعفادادم!

هميـن پژوهشـگرمحتـرم آقای علـی ميرفطـروس دربخشی ازکتـاب ملاحظاتـی در تـاريـخ ايـران اعلاميـه ای ازحزب تـوده ايران دراوايـل شروع فعاليــت خـود درسـال1325را آورده اسـت؛ که درآن نـوشـته شـده (رضـاشـاه بــرای تـرويـج مـذهب کشـف حجـاب کرد!) واماچنـد سال بعد وپـس ازمدرن ترشدن جهـان؛ خطـاب به ملـت ايران اطلاعيـه ميدهد که حزب توده نه فقـط مخـالـف مـذهب نيسـت؛ بلکه به مذهب بطورکلـی ومذهب اسـلام خصوصا" احترام ميگذارد وهرکسـی راکه بنـام حزب توده ايـران دم ازمخالفـت باديـن بزنـد؛ آنـا" و شديدا" از صفـوف خـود طـرد خواهـد کـرد.

علـی ميرفطـروس؛ زنـده يـادمحمدعلـی فروغـی رابعنـوان نمونه درخشانـی از فضيلـت روشنفکـرسياسـی وميهـن دوستی نام ميـبرد و مينويسـد: «درروزواقعه سـوم شهريـورماه سال1320پـس ازحمله متفقيـن به ايـران وکناره گيری تحميلی رضـاشـاه وتبعيـد وی؛ محمدعلی فروغـی برخـلاف بسـياری ازروشـنفکـران و سيـاستمداران ما (درانقلاب57) به جای شعار (تاشاه کفن نشود؛ اين وطن؛ وطن نشود!) بـا اصالـت ونجابتـی استثنائی وباهمه کدورتـی که ازرضـاشاه دردل داشـت؛ تقاضـای وی رابرای نخسـت وزيری وسرپرسـتی امورکشور پذيرفت وعليرغـم نقشـه انگليسـی ها برای الغـاء سلطنـت واستقرارجمهـوری وحتـی عليـرغـم پيشـنهاد پست رياست جمهوری به مرحوم فروغی؛ وی اسـتقلال وحفـظ تماميـت ارضـی ايـران را بر منافـع فردی خـويـش ترجيـح داد و باسياسـتی آگاهـانـه درآن لحظـات حساس تاريـخی ودرشرايـطی که کشـوردراشـغال بيگانگان بود و خطـرتجزيـه ايران می رفـت؛ توانـست کشـتی توفـان زده ايران رابه ساحل نجـات وعافيـت برسـانـد.

چنيـن فضل وفضيـلتی راما آخـريـن بارتنهـاازشادروان دکترصديقی شـاهـد بـوديم که عليرغـم کـدورت ومخالفـت 25سـالـه اش بـاشـاه فقيـدوباوجود مخالفتهـای عمـوم سـران ورهبـران جبهه ملی درآستانه انقلاب سال57؛ با شـاه مـلاقات کـرد و پيشـنهاد نخسـت وزيری وی راپـذيرفـت.

هيچـــگاه ارتشـی توسـط مـلتش تـا ايـن حـد تحقيـرنشــده اســـت.

********

ارتـش شاهنشـاهی ايـران درسازمانـدهـی دوران پهلـوی يـکی ازجوانتريـن ارتـشهای دنيـا به حسـاب ميامـد. ارتـشی که باخـون ودل وبـاهمـت واراده پـولاديـن دو پادشـاه بـزرگ پهلـوی بوجـود آمـد ودرنهايـت يـکی ازمهمترين دسـتاوردهای مشـروطيـت ايـران اسـت.

تـاپيـش ازبوجـودآمـدن ايـن ارتش ملـی؛ عرصـه ميهنمـان که عملکـرد گروهی که در ابتدای اين نوشتار به آنها اشاره شد جـز در دشـمنی باآن نبوده اسـت؛ صحنه تاخـت وتـازغارتـگران؛ ياغيان روسـای عشـايـروچاقـوکشهای محلـه های شهرهای مختلـف کشورمان بـود.

مـرزهای کشـورمان باسليـقه سرجوخـه های روس ويـاکمپانـی هنـدشرقـی بـالا وپائيـن و يا به چپ و راست ميـرفـت.

اگـر درزمـان شاهـان نالايـق قاجـار؛ روس ها يـک سوم ازخاک پـدری من و شـمارابـه توبـره کشيدند؛ بخاطـر فقدان چنيـن ارتشی بود. اگرحتی بااستقرار مشروطيت بازهـم مـردم قلهـک تحت الحمايـه انگلسـتان ومردم زرگنـده تحت الحمـايه روس بودنـد؛ بخاطـرفقـدان چنيـن ارتشی بـود. واگـرخوزسـتان ازشيخ خزعل وانگلسـتان پـس گرفتـه شـد؛واگـرآذربايـجان وکردسـتان وگيـلان به آغوش وطـن بازگشـت؛ واگرجـزاير ايـرانی تنـب بـزرگ وتنـب کوچک و ابوموسی بـه قلـمروکشـورمان پيوسـت؛ ازبرکـت وجـودهميـن ارتـش بود. واگربرای ساليـان دراز نـه تنهـاايـران بلکـه شـيخ نشينهـای خليـج فارس وکشورهای همسايـه درامنيـت ورفاه به سـربردنـدوغـول کمونيـزم راهی به خليج فارس وآبهـای گـرم نـداشـت؛ بخاطـراقتـدار هميـن ارتـش مجهزبـود؛ ارتشی که ازهيـچ وبـادسـت خالـی ساختـه شــد.

درآن روزهائيـکه شما کينه جويان حرفه ای دشـمنی با آنـرادرصـدرکيـنه خلقيات خـود قـرارداديـد؛ يـکی ازنـام آورتريـن ارتشـهائی بودکه دسـت کـم هيبـت آن ميـتوانسـت متجـاوز ديـوانه ای مثـل صـدام حسيـن راسرجـايش بنشانـد.

ايـن ارتـش زمان رضاشـاه بزرگ نبودکـه ماموريـت اصلـی آن برقـراری امنيـت درداخـل کشـورومبارزه بايـاغيـان وگردنکشـان باشـد. اين ماموريت سالـهابـودکه بپـايـان رسيـده بود.

ايـن ارتـش درسالـهای منتهـی به انقلاب پيـامبـراهـل خميـن شـما آقايـان و خانم ها نه تنهـاحافـظ مـرزوبوم ايـران زميـن ونه تنهـانگاهبان صلح منطقـه؛ بلکـه عامل اصلی صلـح جهانی بود. ايـن ارتشی که شماباکينه توزی به آن نـگاه ميکنيـد درظفـارچريـک زده باحمايـت روسيـه شـوروی؛ بـه عمليـات پيـروزمنـدانه ای دسـت زدکه برای سالـهای دراز؛ ارتش قدرتمنـد بريـتانيـای کبيردربـرابرش به زانـودرآمـده بـود.

ايـن ارتـش درهمان روزهای انـقلاب شـکوهمندشـما! درلبنـان حافظ صلح بـود ووقتـی به عنـايـت امـام شـما آقـايان و خانم ها ازنفـس افتـاد؛ سربازان امـام زمانتـان به همانـجارفتنـد؛ تـا ايـن باربه نـام حزب الله عامل شورش وجنگ وقتـل وکشـتارباشــند.

ايـن ارتـش برخـلاف آنـچه که شما وراه گـم کرده های ديـگرتصورميکنيد درميـان تمامـی نهادهـای اجرائـی مملکـت يـک استثنـاء بـود وچرخ آن جـز بر محـور ضابـطه؛ آمـوزش توقـف ناپـذيـر؛ انضـباط آهنين وقانـون و مقـررات نميـگشـت. درايـن ارتـش مفتخـر؛ ازلحظـه ای که سـردوشی داده ميشــد؛ تازمـانيکه دوران بازنشستگی فـراميرسيـد؛ آموزش وبازآموزی بسـترجـاری وهميشـگی خـدمت بـود. افـزون برآن برای گـذرازهرمرحله ازترفيـعات؛ ناگـزير بـايــد امتحانهائـی با معيـارهای بسيـارسختگيـرانـه بعمـل ميـامـد.

ايـنهمه اميـرانی که بـاسـتاره وتـاج وواکسـيل برآن ارتـش فرمانـدهـی ميـکردند؛ بـه جـزعـده ای کمتـر از تعـداد انگشـتان يک دسـت؛ بقيــه از خانـواده های بسيـارمعمـولی جامعه ايـران بودنـد که عليـرغم ادعای شما آ قايـان نه برحسـب سليـقه ورابـطه؛ بلکـه درپرتـودانـش؛ آگاهی؛ لياقـت وکفـايت به آن جايـگاه رسيـده بودنـد. حتـی اگـر پسـر جهانبانی وآق اولی هـم درميانشـان بـود؛ تا امتحـان هاوآزمايشهـای سختگيـرانه رانميگذرانيدند ازتـرفيـع ودرجـه نصيـبی نميـبردنـد.

ايـن ارتـش مظلـوم که مـرزهای زميـنی؛ آبـی وهوائـی نياخـاک مـارا پاسـداری وحراسـت ميکـرد؛ درزميـنه خـدمات اجتماعی نيـز در هر زلزله؛ هـرسـيل وهرسانـحه طبيعـی ديـگردرکنـارهموطنـانـش بود. تنهاهنری که نـداشـت و هـرگز برای آن آمـوزش نـديده بود؛ هم ميهن کـُشی واسلحه کشيدن بـرخـودی وانـجام دادن کـودتـا بـود.

يـک ارتـش پانصـدهزارنفری نميتوانديـک ارتـش خصوصی واختصاصی يکنفـر باشـد وازيـکنفردفـاع کنـد. و يکنفـر نميتوانـد برچنيـن نيروی عظيمی به تنهـائی فرمانـدهی کنـد؛ آنهـم دردودهـه آخـرقـرن بيسـتم! بعـلاوه يـک ارتـش شايـد بتوانـد پايـه های قـدرت يـک حاکـم راحفظ کنـد؛ اما هرگـزنميـتواندمـرزهای امـن شناختـه شـده ای راهـم بوجـود آورد. واين ارتـش نيـرومنـد چنيـن امنيـتی رابـرای مملکت ما؛ آنهـم زيرهرم نفسهای زهـرآگيـن کمونيـزم روسـی فراهـم ساختـه بـود.

وظيفـه يـک ارتش تنهـا کودتـا کردن نيسـت؛ حتی تنهاجنگ کردن هم نيست.

يـک ارتـش وظيفـه اسـتقرارامنيـت وصـلح رابعهـده دارد. وهـروقـت قـوی ونيـرومنـدبود؛ و درکنـاريـک سياسـت روشـن ملی؛ ويک اقتصـاد بـارورقـرارداشـت؛ نتيـجه ای راکـه ازايـجاديـک ارتش ميتـوان انتظار داشـت؛ به دسـت آورده اسـت.

دردل هميـن ارتـش بـودکه سـپاهيـان دانـش وبهـداشـت و ترويج آبادانی نيـزبه وجـودآمـده بـود.

امنيـت؛ دموکـراسی؛ رفاه اجتماعـی وپيشرفـت يک جامعه ويايک کشورمستقل وآبـاد وسـربلند؛ تنهاباهميـن محـک برآورد ميشود وهرچـه جزايـن گفته شود بـه حکـم علـم ((يـاوه)) اسـت. ابعـاد مثلـث؛ ارتـش، سياست واقتصاد بايـد متسـاوی باشـد؛ تاجامعـه ای بتوانـدخودرادرامنيـت احساس کنـد وبـه پيـش به تـازد. کوتـاه وبلندی اضـلاع اين مثلث نسبت به يکديـگر معنائی جز عقـب افتاده گـی نـدارد. اگـرکشـورکوچکی ماننـداسرائيـل ميتواند برروی مجمـوعه سياسـت؛ اقتصـاد و تکنولوژی؛ درصلـح جهانی تاثيـربگذارد؛ درست بهميـن دليـل است که اضلاع مثلـث قدرتـش متساوی است. واگرليبی وکويت ويـا... باآنهمـه ثـروت کشورهای بسـيارعقب مانـده اند؛ يکـی هم باين دليل کـه اضـلاع حکومتشـان متساوی نيسـت. وحقيقـت اين است که پس ازقرنها فقـر وناتوانـی ونابسامـانی که گريبانگيـر ملـت ما وکشـورماشـده بـود؛ در شـانـزده سال آخـرسلطنـت شاه فقيـد؛ به سختـی توانسـته بوديـم تسـاوی اضـلاع ايـن مثلـث رابرقرارکنيم. واگـرآنهمه پيشرفـت وترقی نصيبمان شد؛ بهميـن دليـل بـود؛ نه بخاطـرافـزايش بهـای نفـت مان.

درکنـار آن سياست روشـن بين المللی وآن اقتصـاد شـکوفا؛ با رشـد باور نـکرد نيش؛ سهم عمده ای هـم متعلـق به آن ارتـش بود. ودريـغاکـه قـدرتـش راندانسـتيم وباکوردلی عقـل باختگان درجريان يـک توطئه عظيم بين المللی؛ ايـن چنين ناجوانمردانه وغيـروطنخـواهانه به قعـرظلمـات قـرون وسـطی سقوط کرديـم.

درتـاريـخ ارتـش جـوان ايران حتـی يـک مـورد نميتوانيـدبدسـت بدهيد کـه ايـن ارتـش کـاری بـدون رعايـت مـوازيـن قانـون رسمی مملکت ومقـررات نيـروهای مسـلح انـجام داده باشـد.

زنـده يـادسـياوش بشيـری درپاسـخ بمقاله علـی اصغرحاج سيد جوادی (ساخاروف قزوينی) (کيهان لندن شماره 525 مهر ماه 73) که ارتش شاهنشاهی ايـران را باتهـام اطاعـت کورکـورانه ازشـاه غيرسياسـی خوانده؛ وشديـدا" گله کرده کـه چـراارتـش درجـريان شـورش انقـلاب هماننـدعـراق دسـت بــه کـودتای نظـامی نـزده تاپادشـاه ونخست وزيرش رادستگيروقطعه قطعه کنند؛ چنيــن ميـنويســد:

«غيـرسياسـی بـودن ارتـش وقتـی ميتوانـدموردبحـث قرارگيـردکه نخست بـدانيـم؛ سياسـی بودن يـک ارتـش چـه تعريـفی دارد؟ اگرمقصودتـان از سياسـی بودن؛ کـودتـا کـردن (عبدالکـريـم قاسـم) وارباشـد؟! ويابطورنمونه نظاميـان ميتواننـد بـه عضويـت حـزب تـوده وياسازمـان مجاهدين خلق و فـدائيـان خلـق درآيـند؟ نـه؛ارتـش شاهنشاهی ايران؛ که هيـچ ارتـش زنده وپيشرفـته ونيـرومندديـگری نيـزمرتـکب ايـن بی نامـوسی نشده اسـت. و اگـرمنظورتـان مطالعه آثـار بی مثـال روشـنفکران الوالعزمی مثل شماست؛ کـه گمـان نميکنم بتوانيـدمـوردی نشـان دهيـدکه ماموران ساواک ورکن 2 درب خانـه درجـه دار ويـاافسـری ريختـه باشـند وجلـومطـالعـه اش را گـرفتـه باشـند. واگرآشـنائی بامکـتب های سياسـی وبطورنمونه مارکسيسم ولننيسـم اسـت؟ بـد نيسـت بدانيـدکه اين مطالعات درحـد بررسـی تمام عيار در دانشـگاهها و مـراکزآمـوزش عالـی نظامـی تـدريـس ميشــد.

آن ارتـش باآن مجمـوعه افتخـارات؛ با آن سرمايـه گـذاری ملی که برايش شد وباآن پيشـرفت وترقـی که نصيبـش گرديـد؛ دارای سـه نيروی زمينی؛ هوائی ودريائـی بـودکـه برهريـک از آنهـا بهتـريـن نظاميـان همــان نيــرو؛ فـرمانـدهـی ميـکردنــد. فرمانـدهی کـل قـوای سـه گـانـه بموجـب قـانـون اساسـی با پـادشـاه ايـران بـود.

در ديـگر کشـورها از جمهوری گرفتـه تامشـروطه پارلمانی واستبـداد مطلقه هم؛ ايـن چنيـن اسـت؛ کـه تـازه اگـرهـم نبـود؛ فرمانـدهی شـاه بر ارتـش درمملکـت ما تاحـدفرهنـگ ملـی؛ سابقـه چنـدهـزارسـالـه دارد.

شـماويـارانتـان وقتـی ميتوانسـتيد برفرمانـدهی شـاه برنيروهـای مسلـح انتقـادکنيـدکـه شـاه از اعمـال فرمانـدهی برآن ناتـوان باشـد؛ ولی وقتيـکه ارتـش شاهنشاهـی ايران درميان همـه نهادهـای ايرانـی ازهرلحاظ استثنائی ونمـونـه بـوده؛ ديـگرايـن شـعبده بازيهـای مکـررتان ازبرای چيسـت؟

چطـوراسـت کـه مصـدق السلطنـه نظام نـديـده؛ روح الله خمينی سربازی نرفتــه؛ رفسـنجانـی بسـاز و بفـروش ميتـواننـد فرمانـده کـل قواباشـند؟

امـا پـادشـاه تحصيلکـرده وآمـوزش ديده يک مملکـت که وسـعت اطلاعات نظـاميـش حتـی فرمانـدهـان ارتـش ابـر قـدرت آمريکا راهـم به اعجاب واميـداشـت؛ نميـتوانسـت؟!!

نويســندگان ومدعيان روشنفکـری ومدعيـان ملی گرائی ومذهبی ازاين دست چنـان دردام تعصـب وهيسـتری ضـدشـاه اسيـربوده وهسـتند که نتوانستند حتـی دورنمای بدبختی وخسارت سنگيـن جنگی؛ چـون جنگ عراق وايـران رابه بيـنند و بسـهم خـوددرايـن فلاکـت بيـنديشـند.

کسانيـکه به ارتـش صـدمه زدند وميـزننـد؛ درهرلبـاس وهرنـوع طرزفکر وبـه هرقصـدوبهانـه؛ شـريـک تبـه کارانـی چـون خميـنی وهمکاران بوده وهســتندکـه هيـچ وطنپرسـتی نميتوانـدآنهـارافرامـوش کند. اينـان نـه ازسـرمصلحـت انـديشـی؛ بلکـه خصـومـت؛ ارتـش رادرموقعيتـی قـراردادنـدکـه دلخـواه دشـمنان باشــد.

********

سـرهنـگ نصراله توکلـی اولين رئيس ستادارتش حکومت الله درروی زمين طـی نامه سرگشاده (نيمروزاول مهرماه79) باعنوان هيچـگاه ارتشـی توسـط ملـتش تاايـن حـد تحقيـرنشـده است؛ خطاب بملت ايـران چنيـن مينويسد:

«مقـدمـه چينـی وشالـوده ريـزی نابسامانـيهاوموجبات تجزيـه کشوروملت؛ ازمتجـاوزازدودهـه قبـل بدست عوامل اسـتعمارودشمنـان خارجی وعناصر فرصـت طلـب ويـاحتـی خائنيـن داخلی بوجـودآمـده؛ وبصـراحت ميتوان گفـت که احتمالا" طـرح آنـرا ازسالـهاقبـل تنظيـم وبرنامه ريزی کرده بودند.

وقتـی عرض ميکنـم دشمنان خارجـی؛ خيلـی هم تعجـب نکنيد...!!

چنـدهفتـه قبـل ازعزيمـت شـاه ازايـران؛ وقتی نتيجـه مذاکرات کنفرانس سـران شش کشـورصنعتـی غرب درگـوادالوپ دائـر براينکه؛ شـاه بايـد بـرود؛ ازرسـانه های جهان منتشـرواعـلام گرديد؛ درجبهه مليون وملی گراها وگـروه های متعـدد چپ؛ نوعـی شـوروشـوق برای دستيـابی کشوربه افق روشـن تر!! وفضـای آزادی!! ورونـق اقتصـادی بهتـر!! وبالاخره اميــد نجـات وفـرارازآنچـه که آنـراحکومـت خودکامـه ميدانسـتيم! ايجـادشد.

جـای بسـی تعجـب اسـت که نه تنهـادول صنعتـی غـرب؛ بلکـه اتحـاد جماهيـرشـوروی نيـزکه هميشـه آنچـه راغـرب می پسـنديد؛ ضـدخـود تلقـی کرده وباآن به مخالفـت برمی خـاسـت؛ وگـروه های متعددکمونيستـی وچـپ گـراهـم که هميشـه وجـودمـذهب راسـد کننـده راه پيشـرفـت و تعالـی تـوده هاعنـوان ميـکردند؛ ايـن بـارتحـت عناويـن ظاهر پسـنـد به وضـوح ازمتـلاشی کردن ارتـش وحرکتـی که ظاهرا" به سمت حکومـت وسـلطه دسته جمعـی روحانيـون مذهبـی آغازشـده بـود؛ بطورکاملا"مشهود وملموسـی پشتيـبانی کردند. بنـابراين شايسـته نيست که امروزه تاريخ مملکت راتحـريف کـرده وبه نسـل حاضربگوئيـم که کليـه قدرتهای غرب وشـرق باحکومت مذهبـی مخالف بوده؛ و ميخواسـتند حکومـت شـاه رانگهـدارنـد.»

سرهنـگ توکـلی دربخـش ديـگری ازايـن نامـه سرگشـاده خودباعنـوان ضـربـه مرگبـاربـه ارتـش ملـی ميـنويسـد:

«با آنـکه به نسبـت سايـرارتـش هائيـکه گـاه درتـاريخ ديده شـده اسـت؛ درمقـابل نهضـت هاواعتـراضات مردمی عليـه حکومت ها؛ دست به خشونت وخونـريزيهای سنگيـن زده اند؛ ارتـش ايران حرکـت تنـدی برعليه مـردم نـکرد و در روز 22بهمـن ماه57 عمـلا" و رسـما" بااعـلام همبستـگی کليه ارتش وفرمانـدهان؛ انتصابـات جديـد را پذيـرفته واطاعـت کردنـدوارتـش کاملا" در اختيـاردولـت قرارگـرفت. معهـذا عوامل دولت روحانون بلافاصـله پـس ازاعلام همبستگی بـه پادگـانها و مخـازن مهمات و سايـرتاسيسات ارتش حملـه ورشـده؛ وفرماندهان وامـرای ارتـش رادرمعابـرعمومـی و يادرب خانـه هايشـان بازداشت کرده وارتـش راازهـم پاشـانـدنـد.»

هرگـزارتشـی بوسيلـه ملت خـودش تابه ايـن حدتحقيـرنشـده بود.

ارتشـی که تاچنـدهفتـه قبـل انظبـاط کامـل برآن حکمفـرمابود؛ درنتيـجه ضعـف روحی واعـدام ها وبـازداشـت ها و دخالـت غيرنظامی ها عوامل استثمار خارجی ومعمميـن؛ بکلـی ازنظـرروحی ومعنـوی وحتـی مـادی وتجهيــزاتی بـه حـالـت نيـمه متـلاشـی درآمــد.

ارتـش خـودرابيــگناه ميدانست. ارتـش ايـران يک ارتـش شکست خورده نبـودوبخشـی ازهميـن ملـت بـود. و در جريـان انقلاب نيـزراسـا" ويـابـا انگيـزه شخصـی برعليـه خواسـت ملـت اقـدام نکرده ودرروز22بهمن ماه نيـز همبسـتگی خود را باانقلاب اعلام داشته بـود. وباوعـده هائيکه آقای خمينی هـم؛ درپاريـس وهـم؛ دربهشـت زهراداده بـود؛ هيچـکس انتظارنـداشت که کوچکتـرين عمـل تنـدی برعليـه ارتـش وفرمانـدهان آن معمـول گـردد. بااعـدام گـروه گـروه امـرا وفرمانـدهان عاليـرتبه ويامحکوم کـردن آنها بـه حبـس های طولانی وتحقيرپرسـنل نظامی؛ حرمـت وابهت بازدارنـدگی ارتـش رادرهـم شـکستنـد. درهـرفرمـان ارتشـی که صـادرميشدهزاران افسـران ريـز و درشت وحتی درجـه داران ورزيـده وبـدون هرگونه نگرشی بـه مخاطـرات احتمالـی آيـنده؛ بـازنشستـه ميشـدند. وايـن بيرون ريختـن افسـران ودرجـه داران تاچنـديـن ماه ادامه داشـت. شوراهای اسلامی ارتش بوسيـله تعـدادافسـرانی که تا آن تـاريخ حتـی ازنظـراسلامـی وانقلابی هم کسـی آنهـا را نميشـناخت؛ تشـکيل شـده بودوآنهـاکه هرکـدام خودرابه يک روحـانی متنفـذچسـبانده بودنـد؛عمـلا" درکليـه امـوردخالـت ميکردنـد و آقايـان روحانيـون هم بـه مـروروبتـدريـج در پادگـانها وتاسيسـات نظامی رخنـه کـرده؛ واردصحنـه شـده ودرکنـارفرمانـدهان جديـدبه رتق وفتـق امـورمشـغول بودنـد.

سيسـتم فرمانـدهی ارتـش بکلـی درهم شکسـته ومغشوش شده بودودرظرف چنـدماه؛ چنـدين هـزارافسـربرجسـته برکنـارشده بودنـد. سايرسيستمـهای رزمـی وتـدارکاتـی وخدماتـی (سيسـتم لجستيکی) نيروهای مسلح نيزبعلـت فقـدان رهبـری صحيـح درهـم ريختـه وبمـروردرحال ازبيـن رفتـن بود.

سرانـجام باآنکه درمراحل اوليـه جنگ؛ باقيـمانده همان ارتش ازهم گسيخته؛ توانسـت نيروهـای خـود را سريـعا" بازسـازی وبا ايـثاروجانبـازی نيروهای اشـغالگرراازمـرزخارج کنـد؛ ولـی متاسفانـه بااداره عمليات نبـرد بدسـت حـاج آقاها و غيرنظاميـانی که آموزش وتجربيـات رزمی وفرمانـدهی نداشتند؛ صـدهاهزارنفـرجانبازومعلـول جنگـی روی دسـت ملت گذاشـته شـدکـه درنتيجـه فدای اشـتباهات ورهبری نادرسـت واستراتژی نظامی نامعقول شدند.

هنـرجنـگ کارهـرگـروه تـازه ازراه رسـيده وغيرمتخـصص نيســت. همـه کشورهای جهـان برای پيـروزی درجنـگ ابتـداارتـش خودشـان را ميسـازنـدوزميـنه های گـوناگون راآمـاده ميکننـدوبعدواردجنـگ ميشوند. ولی جمهوری اسلامی درسـت برعکـس ايـن اصول عمـل کرد. اول شـيرازه ارتش خود راازهـم گسيختيــم ومتـلاشی کرديـم وسپـس وارد جنـگ شديـم. وبعـد بجـای ترميــم مافـات وجبـران ايـن امـر؛ وبجـای آنکه يـک ديپلماسی مـدبـرانه وقابـل انعطـافی رادرپيـش گرفته وعـراق رامنـزوی کنيــم؛ درهمـان بحبوحـه جنـگ درسـرتاسـرجهان و دور تـا دور کشـور با تهديدهـا وناسـزاگوئيـهای خـودهمـه رارنجانـده وازهرطرف چـه غرب وچه شرق ايـران رابطـورغيـرقابـل بـاوری منـزوی کـرد.

بســياری ازفرمانـدهان غيرنظامی وحتی نظامی تيـپ ها ولشگرهاوجبهه ها اول بمـدت هشـت سال باهمان طرزناشيـانه ای که ميدانيـم فرماندهی واداره جنـگ رادردسـت گرفتنـد؛ بعدازپايـان جنـگ که به درجـات بالا ترفيـع يافتنــد؛ بـرای طـی دوره های آمـوزشـی به دانشـگاهها رفتنــد.

جنـگ يـک ملـت با دشـمنان خارجـی؛ تنهـابااسـلحه وتجهيـزات وزور وقـدرت مـادی نيسـت. احساسـات وانگيـزه های ميهنـی ووطنی؛ قومـی وملـی؛ ديـنی ومذهبـی وفرهـنگ وحتـی تاريـخ يـک ملـت نيزدرجنگ نقـش اساسـی وتعيين کننـده دارنـد. درحاليـکه فرزنـدان دلاورورشيـدما درجبهـه های دفـاع مقـدس ميهن می جنگيدند؛ همـه بنيـادهای ملی وقومی وميهنـی وتاريخـی وفرهنگی افتخـارآميـزايران که ملـت مارا ازديـگران متمـايـزميسازد؛ بنام انقلاب وبنام اسلام مـوردتهاجم دسـتجات فرصت طلب وکميـته های انقـلاب اسـلامی قـرارگرفتـه بـود.

درجبهـه های جنـگ؛ درهـرعمليـات هـزاران نفـرودربعضـی ازآنهـا ده هاهـزارنفـردريـک حملـه ويـورش و عبـور از روی ميـن زارها؛ که بـاآتـش های مختلـف پيـاده نظـام وتوپخـانه گاهی هم هـوائی عـراق؛ تـوام شـده بود؛ شهيـدومعلول ميشـدند وازگـردان ها وواحدهای حمله کننده بجـزمعـدودی برنميگشـتند.

درشـبهای قبـل ازحملـه؛ بجـای آنکـه به پرسنل استراحت وتقويت روحی بـدهنـد؛ وبجـای آنـکه قبـل ازحمله بـرای آنها اشعـارحماسـی بخوانند؛ آنهـارا تاپـاسـی بعـدازنيـمه شـب بـرای شرکـت درروضـه خوانی و دعـا بيـدارنـگهداشـته و قبـل ازسـپيده دم با اعـلام رمـزحمله های مشابه کـه بـدون استثنـاء ازنام ائمـه اطهارويـاسايـرمقـدسيـن مذهبی انتخاب ميـگرديـد؛ ازخـط حملـه عبـورميدادنـد واين عزيزتـرين فرزندان وطن باانفجـارميـن هاوسـايـرآتـش های پـرقـدرت دشمـن؛ مثل برگ درخت به زميـن ميريختنـدوبـه خـاک وخـون می غلطيـد ند. صـدهاهزارکشته و چنـد برابـرآن شهيـدزنـده؛ يعنی جانبـازومعلول روی دسـت ملت ايران گـذاشـته شـدوامروزه خانواده شـهدا و جانبـازان؛ متجـاوز از ده مليون نفرند کـه درواقـع طبـقه وکـلاس خاصـی ازجامعـه بينـوای ماراتشکيل داده وتـاسالهـای دراز ملـت وظيفه داردکـه هزينـه زندگـی آنهارابپـردازد.

اگـرادعاکنيـم که همـه ايـن صدهاهـزارنفرفقط بخاطـراسلام به درجـه شهـادت وياجانبـازی رسيـده انـد؛ ايـن ادعا نوعـی حـق ناشناسی است.

اکثـرقريـب باتفـاق ايـن فرزنـدان برای دفـاع ازوطـن وکسب پيروزی به ميـدانهای نبـردرفتنـد؛ ولی استراتـژی جنگـی غلط ورهبری نادرست وخطـای بزرگتـرهاباعـث به خاک وخـون طپيـدن آنهـاشد. تمام واحدها وتاسيسـات صنعتـی و اقتصادی ونظامـی حياتی وحسـاس کشورمـان؛ يا منهـدم شـدويـامـوردلطمـات وصـدمات شديـدقـرارگرفـت که علاوه برتلفـات جانـی غيـرقابل جبران؛ بگفتـه خـودحکومـت ملايان؛ خسارات مـادی وارده بيـش ازيـکهزارميـليارددلاربـود.

آنـدسـته ازکسانيـکه خـودراروشـنفکری مردم گـرا ووالـه وشيفتــه دموکـراسی وآزادی ميداننـد؛ کليـه ارزشهـای ملی و ميهنـی رابااينگونـه شـعارهای مغرضـانه؛ کامـلا" واژگـون ووارونـه عرضـه والقاءميکنند.

برخـلاف نظرشـما عوامل و دست نشاندگان باصطـلاح روشـنفکرکه همواره مايليدخطـی ضخيـم ميـان ملـت ونظاميان بکشيـد وبگونـه ای مينويسيـدکه پنداری آنهـا نه باهـم؛ کـه ضـدهم هسـتند؛ ارتـش شاهنشاهی ايـران هرگزخود را از جامعـه جـدا ندانسـت وعليـرغم همه زخم زبانهـاکه ازسوی دشمنان ايـران زده شـد؛ وپـس ازآنهـمه ناسـزاهاوتهمـت های فراوان به سوی ارتـش؛ باقيـمانده هميـن ارتـش بازهـم درغيـاب شـاه وباوجـودفقدان امـکانات ووجـود اتهامات در جنگ عراق وايـران شجاعـانه ازمرزوبوم کشـورمان دفـاع کـرد. وبـازبرخـلاف آنـچه که شمامايـليد تصورکنيد؛ در تـاريـخ ارتـش جـوان ايران حتی يـک موردنميتوانيـد؛ بدست بدهيد کـه ايـن ارتـش کاری بـدون رعايـت موازيـن قانـون رسمی مملکت ومقـررات نيـروهای مسـلح انجـام داده باشــد.

سالهـاسـت دررژيـمی کـه شـما آقايـان معمـارسـرفـرازش بوديــد يـک حرف برسـرزبانهـاسـت کـه درهرکـوی وبرزنـی و هرمحفلـی ومجلسـی شـنيـده ميشـود. ايـن جمله «خـدابيـامرز» اسـت وايـن جمله رانـه برای مارکـس ولنيـن واستاليـن ونـه بـرای مصـدق السلطنه برزبان ميـاورنـد؛ بلکـه «خـدابيـامرز» يعنـی پادشـاه معصـوم ايـران. وآسان هم ميـتوان تصـورکـرد با مقايسه به گفته شما آقايان "حکومت خود کامه شاه!" که 37 سال علم مخالفت با او را برداشته بوديدو حتی سوء قصد بجانش کرديد شما را مشـمول عفـوقـرارميـدهد وبمقـام ومنصـب تـا حـدوزارت برميـگمارد؛ با نخستيـن حکومت الله برروی زمين کـه شمامـدعيـان ملی گـرائـی و روشنفکران معمارش بـوديـد.

درايـن مقايـسه مردم ازحـال وروزخودشـان ومملکتشـان بـه سالـهای پيش از 1341 که فقـر فراگيـربـود ودرآمـدسـرانه انـدکی بيشـترازيـکصددلار بود نظـرعنايـتی نـدارند. اگـرحسـرتی ميخـورنـدبخاطـرسالهای1341تـا 1356اسـت. يعنـی همـان سالهائی کـه دوران آريـامهری نام گرفته است.

نميـگويـم کـه چـون عمـری فقـط شـعارمردمگـرائی داده ايـد؛ بــه قبلـه مـردم روی آوريـدوخـواسـت ملـت را در نظـربگيـريد؛ امااجـازه بـدهيـد آن مـردم خـدابيـامـرزگـو؛ يکبـارديـگرفريـب وعـده ووعيـد مـديـنه فاضلـه شـما را نخورنـد و بآنـچه کـه آرزويشـان اسـت؛ برسـند.

تهيـه وتنظيـم: ح - منصوری

=============

پيوست ها:

اين پيوست ها در تارنمای پيوند ايرانيان iranianalliance.org در نوشته ديگری با عنوان «مردی که به هيچ تبديل شد: نيز آمده است:

دهم اسفند ماه سال 1357 رهبر انقلاب در مدرسه فيضيه قم به ملت صريحا اعلام کرد؛ که فقط با ين دلخوش نباشيد که ما برايتان مسکن ميسازيم و آّب و برق و اتوبوس را برای مستمندان مجانی ميکنيم البته همه اينها را ميکنيم، اما دلخوش به همين مقدار نباشيد، ما هم معنويت شما را عظمت ميدهيم و هم دنيايتان را آباد ميکنيم و هم آخرتتان را !!

با اتکا به چنين قول ها و وعده ها بود که ساخاروف معروف علی اصغر حاج سيد جوادی نويسنده با اصطلاح روشنفکر ما که چندی قبل هم جايزه ای بهمين مناسبت از دست هم پالگی های خود دريافت داشت در آستانه بازگشت رهبر انقلاب به تهران در روزنامه جنبش نوشت: "امام ميايد با صدای نوح و با تيشه ابراهيم، با عصای موسی و با صفای عيسی و با قرآن محمد و خطبه هائی که انسان را فرياد ميکند، وقتی که او بيايد ديگر کسی به کسی دروع نميگويد، کسی به درب خانه خود قفل نميزند، کسی به باجگذاران خراج نميدهد. مردم برادر هم ميشوند و نان شاديشان را به عدل و صداقت تقسيم ميکنند. صبح بيداری و بهار آزادی لبخند ميزند. حق به جای خود مينشيند و اثری از باطل و خيانت و نفرت در روزگار نميماند که اين کلام خدا است درسوره مبارکه (اسریً) " با اين همه تنها چند ماه پس از استقرار رژيم نوح و عيسی و محمد و موسی مردم انقلابی تحت تاثير اين مدعيان روشنفکری خود را با موج فراگيری از اعدام ها کشتار ها بستن قلم ها و خاموش کردن صدا ها و يورش به دانشگاه ها و قبظه کردن حکومت توسط آخوند ها و سلطه مطلق چماق و ژ3 روبرو يافتند و در آنجا که به تعهدات برق، آب و نفت و مسکن مجانی مربوط ميشد از زبان همان رهبر انقلاب شيدند که: " اين منطق باطل است که بگويند ما انقلاب کرديم که مثلا کشاورزيمان ترقی کند و يا مثلا اقتصادمان، اينها که دم از اقصاد ميزنند خيال ميکنند که انسان هم حيوان است و کارش خورد و خوراک، الاغ هم زيربنايش همه چيز ش اقتصاد است. اسلام از اين شوخی ها ندارد، ما اصلا اين دانشگاه ها را نمی خواهيم. ما ميخواهيم يک دانشگاهی داشته باشيم که شعارش اين نباشد که ميخواهيم ايران متمدن و آباد داشت باشيم. ما با اين دانشگاه ها از اساس مخالفيم."

نوشته پسين درهمان تارنما در نوشته ای با عنوان 22 بهمن آمده است:

مهنـدس علی اکبـرمعيـن فروزيـرنفت رژيـم خمينی ميگفت:يکسال درآمدطلای سياه بـرای ازبيـن بردن فقـردرايـن مملکـت کافيسـت. وابوالحسـن بنی صـدرمشـاور اقتصـادی اودرآن روزهـامـدعی بـودکه کشـاورزی ايـران درطی يکسال بصورت صـادرکننـده مـوادغـذائی درخـواهدآمـد.

روسـای جمهورونخست وزيران وآيت الله های عظمـی وغيرعظمی وحجت الاسلامهای ريـزودرشـت درخطبه نمازخـودويادرفرصتهای ديگردرطول ماههاوسـالها؛ هـزاران دروغ ديـگرتحويـل مردم دادنـدکه آنهـارانيـزبه نوبـه خوددرمطبوعـات25سـالـه ايـن جمهوری مـن درآوردی ولايـت فقيـه ميـتوان مشـاهده کـرد.

بـااتکاء بـاين قولـهاووعـده هابـودکه نويسـنـده بـاصطـلاح روشـنفکرما بنـام ســاخـاروف قـزويـنی درآسـتانه بـازگشت اوبـتهران درروزنامه جنبـش نوشت: امـام مـی آيـدبـاصـدای نـوح وبـاتيشـه ابـراهيـم وبـاعصـای مـوسی وبـا صفـای عيسـی وبـاقـرآن محمـدوخطبـه هائيـکه انسـان رافـريـادميـکند.صبح بيــداری وبهـارآزادی لبخنـدميـزندوحق بـه جای خـودمـی نشـيندواثری ازباطل وخيانت ونفرت درروزگاربـاقی نميمانـدکه ايـن کلام خـداست درسوره مبارک اسری.

بـاايـنهمه تنهاچنـدماه پـس ازاستــقراررژيـم نـوح وعيـسی وموسـی ومحمـد؛ مـردم انقلابـی تحـت تاثيـرهميـن مدعيـان؛خودرابـامـوج فراگيـرازاعـدامهـاو کشـتارهاوبسـتن قـلم هاوخامـوش کـردن صـداهاويـورش به دانشـگاههاوقبضـه کـردن حـکومت توسـط آخـونـدهاوسـرانجام سـلطه مطلق چماق وژ3روبرويافتند.

مـرحوم اسـلام کاظميـه همکـارآقای سـيدقزويـنی معروف به ساخاروف قزوينـی درروزنـامه جنبـش ودرزمان انقلاب؛ که چنـدسال قبل درپاريس خودکشــی کـرد؛ پيـش ازمـرگ طـی نامه ای بايـن باصطلاح روشـنفکرنامـی چنيـن مينويســد: يـادتان اسـت شـبی رادرتـهران درمنـزل شـمابادوسـتان هم مسـلک وهـم مرام جلسـه ای داشــتيم وتـاپاسـی ازشـب بگفتـگوومشـورت نشسـتيم؛که ازچه راهی ميـتوان رژيـم سلطنتـی رامتـزلزل نمـود. چـون نتيـجه ای ازانـواع پيشـنهادهـا بـدسـت نيـامـد؛عـاقبـت برآن شـديـم که سـاواک رابه دروغ نـزدملـت ايران غـول جلـوه دهيـم. ايـن کارتوسـط يـاران ازفـرداانجام شـدوبه لـکه دارکـردن سـاواک مشـغول شـديـم وغـولـش نمـوديـم.امـاآنچنـان غولی ساختيم که هـم مـردم راتـرسـانـديـم وهـم خودمـان ازآن ترسـيديـم.حـال بيـائيم نزدملــت ايـران ازگنـاهان خـوداسـتغفارکنيـم وطلـب بخشـش بخواهيــم.؟

25سـال قبـل زمانيـکه پادشـاه فقيـدايران گفـت:اتحـاداسـتعمارسـرخ وسـيـاه؛ ايـران رابـه سـيه روزی ونکبـت خواهـدکشـاند؛مـدعيانيـکه مامـورويـاجـاهل بـه اوضـاع سـياسـی واقتصـادی جهـان بودنـد؛نـه خـودحاضربه شـنيدن ايـن پيـام شـدنـدونـه گـذاشـتندکـه مـردم بشـنونـد. مـدعيانيـکه 37سـال بااوبـه دشمنی پرداختنـد؛هرگزبمردم نگفتنـدکه پس ازرفتن او؛ اوضـاع سـياسـی ايران چـه خواهـدشـد؟ همـان مدعيانيـکه همه پيشرفتهای ايران وصـلح وآرامـش منطقه رادرزمـان شـاه فقيـد؛ فقـط اقتضـای زمان ميدانسـتنـد؛ ولـی نميـگوينـد که آيـاايـن اقتضـای زمان قبـل ازاو؛ وبـعدازاو که اکنون25سال گـذشـته اسـت؛ وجـودنـداشـته اسـت؟!

پيوست ديگردر همان سايت

شـــنبه30تيرماه1358برابربا21جولای1979

تهـــران- امــروزافــراد زيـربـاتهــام فحشـا وفسـاد درروی زميـن در زنــدان قصـرتهــران تيـرباران شــدند:

1- بــانــو تــوران کــريــمی.
2- غـلامــرضـا شـاه محمـــدی.
3- حســـن مهنـــــا.
اهـــواز- ســاعـت5و30دقيـقه بعدازظـهرامـروزبانـوعالـم جـاهـدی بـاتهـام حمـل اسـلحه غيـرمجـاز دراهـوازتيـرباران شــد. سـرلشــگرنـاصـرفـربـد رئيـس سـتادارتش جمهوری اسلامی امـروز ازسـمت خـود اسـتعفا دادوسرلشـگرحسـين شـاکر رئيس هيئـت علمی دانشکدهافسـری بـايـن سـمت منصـوب شـد.

امـروزبـازپـرس شـعبه دوم دادسـرای تهران اعـلام دسـتوردسـتگيری محمد منتظــری راتـکذيـب کـردوگفـت:برخلاف آنچه که قبلا"اعلام گرديده بـود؛ تا پـايـان مـراحـل رسـيدگی به پرونده ايشان چنين اقدامی صورت نخواهدگرفت.

اصفهـــان- ســحرگـاه امـروزغـلامعلی بهـراميـان کـارمند ســازمان اطـلاعات وامنيت کشوربعنـوان مفسـدفی الارض ومحارب باخدا تيرباران شد.

اسـامـی کـانديداهای حـزب جمهوری اسلامی برای شرکت درانتخابات مجـلس بـررسـی قانون اساسـی(مجلس خبرگان) اعـلام شـد:

محمــود طـالقانـی- محمــدبهشــتی- ابوالحسن بنـی صدر- حبيـب اللـه عسـگراولادی- حســن آيــت- حســينعلی منتظـری- سيدعلـی خامنــه وشـيخ علـی تهـرانـی جزوکانـديداهای ايـن حـزب ميـباشـند. نهضــت آزادی ايـران طـی اطـلاعيـه ای نامـزدهای خودرابـرای شـرکت درمجلـس خبـرگـان معـرفـی کـرد:

ســيد علـی اصـغرحـاج سـيدجـوادی(معروف بـه سـاخـاروف قـزوينی) شــيخ محمــود طـالـقانـی- شـيخ علـی تهـرانی وعلـی خامنــه ای درميـان کانـديـداهای ايـن گـروه ميبـاشــند. ســازمـان مجـاهـديـن خلق ايران- جنبش انقـلابی مردم مسلمان ايران(جاما) جنـبش مسلمانان مبـارز(جنبش) وسازمان اسلامی شـورا(ساش) ليست کانديداهای مشتـرک خودرا برای شـرکت درمجلـس خبـرگان منتشـرکـردند. درليســت کـانـديداهای مشتـرک ايـن سـازمـانها؛اسـامی:

ســيدعلـی اصغرحـاج سيدجـوادی(معروف به ساخاروف قزوينی) – مســعودرجــوی – عبــدالکـريـم لاهيــجی وشـيخ محمـودطـالقانـی ديده ميشود.

در همان سايت زير عنوان ماندنيهای شماره 11

پنجشـــنبه4 امردادماه1358برابربا26جولای1979

رضــائيـه- حقــگو اســتاندارآذربـايـجان غربـی امروزاعلام کـرد تـاکنـون10نفـردر درگيريهای مسلحانه درمنطقه سه رو و قطور کشته شده اند.

همـــدان- ســاعت1بـامــدادامـروزافرادزيرباتهــام حمـل114کيلو مـرفيـن درهمـدان تيـرباران شـدند:

1- محمــدرضـاهمـايــونفـر.2- غـلامـرضـا رزم خـــواه.3- حسيــــن رزم خـــواه.
امـــروز حـــزب اللـــه بــا انتشــــار اعــــلاميــه ای کــانــديـداهـای خــود رابـرای شـرکـت درمجلـس خبـرگــان معــرفـی کـرد.اسـامی ايـن افـراد بشــرح زيــراســت:

علــی اصغـرحـاج سـيدجـوادی(معـروف بـه ســاخاروف قزويـنی)- داريــوش فـروهــر- علـی اکبـرهاشـمی رفسـنجانــی – هــادی غفـــاری- کــاظــم حســـيبی- ابـوالحســن بنــی صـــدر- شــيخ محمــودطـالقـانـی- شــيخ محمـد بهشـــتی- صـــادق قـــطب زاده وشــيخ يــحيـی نــوری.

آبـــادان- ســحرگـاه امــروزافـراد زيـردرآبادان تيرباران شـدند:

1- صــالـح قـديـراوی باتهــام قيـام عليه حکومت جمهوری اسلامی .
2- عبـدالحســين راشــدی باتهـام قيام عليه حکومت جمهوری اسلامی.
3- بـانــو خـورشـيد صفـری باتهـــام اشـاعـه فحشــا .
روح اللـه خميـنی بـاارسـال پيـامی به شـيخ محمودطالقانی تکليف کرد کــه ازايـن پـس نماز جمـاعت را بوکـالت ازجـانب وی درروزهـای جمعــه در دانشــگاه تهـران بـرگـزارنمــايـد.

اســـتکهلم- خبرگزاری فرانسه- عباس اميــرانتظـام سفيرجمهوری اسـلامی درکشورهای اسکانديناوی اعلام کـرد؛ از ايـن پـس کمکـهای دولت به دانشجويان ايـرانی مقيم خارج ازکشورقطــع خواهـدشـد.

عبـاس اميـرانتظـام تعـداد دانشـجويان ايـرانی راکـه اکنـون درخارج کشور بـه تحصيـل مشـغولنـد؛ بيـن 540 تــا600 هـزارنفـرذکـرنمود وگفـت: «ايــن دانشــجويـان از بنيـاد پهلـوی کمک هزينه تحصيلی دريافت ميکردند.»

امـــروزمجســمه 6 تنــی شـاه عبـاس کبيـرکـه دوسـال پيـش بـــا تصـويـب انجمـن شســهراصفهـان در دروازه جنـوبی ايـن شـهر درميـدان اقبــال نصـب شــده بـود؛ توسـط انقـلابيون اسـلامی پائيـن کشيده شــد.

ســخنگـوی جبهـه ملی ايـران امـروزاسامـی 29 تـن ازکانـديـداهای ايـن جبهــه رابـرای شـرکت درمجلـس خبـرگـان اعـلام نمـود. کـريـم سـنجابـی- ابـراهيـم کـريـم آبـادی- کـاظـم حسيبـی- عبدالکريم انــواری- ابـوالفضـل قـاســمی- خسـروقشـقائی- مهـرداد ارفــع زاده ومهــدی آذر؛ ازجملـه کانـديـداهای ايـن جبهـه ميـباشـند.

همانجا ماندنيهای شماری 6

پنجشـــنبه24 اسفندماه1357برابربا14مارس1979

کميــته مــرکــزی حـزب تـوده ايـران اعلام کـرد؛اين حزب دررفرانـدوم بــه جمهــوری اسـلامی را مثـبت خواهـد داد. ايـن حزب دراعلاميـه خـوداز مــردم ايـران خـواسـت به جمــهوری اسلامی رای بــدهند.

ارگــان انقــلاب اسلامی تـهران محاکمــه اميـرعبـاس هويـدانخسـت وزير سـابق ايـران را آغـاز کـرد. جلســه دادگـاه درساعـت45دقيقـه صبـح امـروز آغــازشـدودرســاعـت2بــامدادبپــايان رســيد. هويـدا ازآغازمحاکمه خود هيــچگونه اطلاعی نداشت؛ و او را برای شـرکت دردادگـاه؛ شـب ازخـواب بيـدار کـرده بودنـد. دادســتان اين دادگـاه براسـاس کيفرخواســتی که در17مــورد اتـــهام تهيــه شــده بود؛ بـرای هـويـدا تقـاضـای اعـدام ومصادره اموال کــرد. هـويدا ضمن اعتراض به زمان ونحوه تشکيل اين دادگاه؛ کليـه اتهامات وارده بخـود را ردکـرد وتقاضانمود برای پاسخ مستند باين اتهامات؛ بـاو اجازه و فرصــت داده شـود تـامدارک مـوردنيـازراتـهيه نمايـد.

عـلـی اصـغرحاج سـيدجوادی(معروف به ساخاروف قزوينی) يـکی ازشــاکيان خصــوصی محـاکمـه اميرعباس هويـدا ميــباشـد.

در همان سايت در زير ماندنيهای شماره يک:

ســه شــنبه3بهمـن ماه1357برابربا23ژانويه1979

خميــنی دراولين مصاحبه خودباخبرنگاران ايرانی خطاب بملت ايران گفـت:راهی راکـه بايدبـرويم دربهشـت زهـرااعلام ميکنـم. رمـزی کلارک وزيرپيشيـن دادگسـتری آمريکاپس ازملاقات باخمينـی؛بهنــگام بازگشـت بآمريکاگـفت:99درصـدمردم ايران طرفدارخمينی انـد؛ واينهـاهمـان 99درصـدی هسـتندکه باشـاه مخـالفند. او ضمنا بديداری که طی2هفته اخيرازايران داشـته؛ا شاره کـردوگفت:قبل ازانجام ايـن سفر با وزارت امورخارجـه آمريکاتماس گـرفته اسـت. او با بـازرگان؛ سنجابی؛ بختيار و ويليام سوليوان ملاقات کرده اسـت.

ســيدجلال تهـرانی رئيس شورای سلطنت؛اين شـورا راغيرقانونی اعـلام کرد. اوديـروزپس ازاستعفاء ازاين مقـام باخمينی ملاقات کرد.ايـن ملاقـات فقــط ده دقيـقه طول کشيد. متن استعفای اوتوسط ابراهيم يزدی بخبرگزاريهــاداده شد .

خميـنی درديدار ده دقيقـه ای؛ ازتـهرانی تشـکرکردوبه وی گفت:خـدمت بزرگی بکشـورش انجام داده اسـت. نـاصرقشــقائی که بايران بازگشـته است؛ دريک اجتماعی درشاه چراغ شيراز؛ ايـن شايعه راکه وی برای تصاحب املاکش آمده تکذيب کردوگـفت:مـن دراين مـکان مقـدس سـوگند ميخـورم که منتظر او امر امـام خمينـی باشم؛ ودراينموقع خطـيرهمـه مردم بايد متوجـه اوامـرامـام باشـند.

علـی اصـغرحاج سيدجوادی(معروف به ساخاروف قزوينی)درمقاله ای مينويسد: ميــراث انقـلاب کنونـی مامتعلق بهـمه افرادوگـروههاونيروهائی اسـت که ازهـرعقيده ومسـلک بطورمسـتقيم وغيرمستقيم درآن شـرکت داشـته اند.

 
 
Directory of Related Links

Iranian Alliance | 200 Years of History | Did you know? | Political Comments | Islam & Iran | Contact Us | Other Links |
© Copyright 2001- 2017 designed by Direcconnect